حرکت در سطح

  • من را فرانسوی ببوس

    روايتی است از زير گلو تا پشت گردن که آيه هايش به خط نستعليق آمده اند. رنگ پريده از خواب های غمگين. شصت و يک سوره از تورات تنی. بخش شعرها به عنوان "من را فرانسوی ببوس" عاشقانه هايى ست همراه با واکنش های سياسی و اجتماعی. شعرها سايه هايی هستند، افتاده روی قبرها با تابوت های آماده، رو به درخت های خشک شده ، رو به آدم های خشک شده ، رو به آهن های به کار رفته در تن. بغلشان رفت به آغوش، بغلشان کنيد. بغلشان کنيد.

    • این برنامه شعر خوانی هوشنگ چالنگی POEM

      و گزارش این علف بی رنگ به همراه تو این گونه ست اگر این شب ست اگر این نسیم به همراه تو نواده ی خوابالود هم سیاهی ی تنها خود تویی بهین شب تنها که خود می سازی و آبها که در پای تو می خسبند رنگ می گیرد. .

    • گفتگوی رادیویی با رضا قاسمی

      غلطید به پهلوی راست. مدتی همینطور بی‌حرکت ماند؛ خیره به نور ملایمی که از پنجره رو به کوچه می‌آمد. دستش را از زیر لحاف بیرون آورد و چراغ را خاموش کرد. شانه‌هایش زیر لحاف تکان‌تکان می‌خورد

    • عدوی تو نیستم من، انکار توام

      ناما جعفری، شاعر ایرانی، در مجموعه‌ای با عنوان «تجمع در سلول انفرادی» کوشیده است تجربۀ پرورده و بالیده شدن اندیشه و عاطفۀ شاعران ایرانی را در برخورد به فرایافت پیکار مدنی نمایش دهد.

    • من یک ادوارد دست قیچی هستم ای تیم برتون لعنتی

      آدم به دوستی این موجودات عجیب، اما معصوم و صادق بیشتر می‌تواند اعتماد کند تا کسانی که پشت علاقه‌شان یک دنیا خودخواهی، منفعت‌طلبی و ریاکاری نهفته است. من ترجیح می‌دهم در آن قلعه گوتیک با ادوارد دست قیچی زندگی کنم، از رولت‌های گوشت سویینی تاد بخورم

    • چشمان کاملاً باز استنلی کوبریک

      هفت سال بعد، «کوبریک» فیلم تحسین‌برانگیز «غلاف تمام فلزی» را درباره جنگ ویتنام به‌تصویر کشید. آخرین فیلم این نابغه سینما در سال ۱۹۹۹ و با فاصله ۱۲ سال بعد از فیلم قبلی ساخته شد؛ «چشمان کاملا بسته» با بازی «تام کروز» و «نیکول کیدمن» که از جشنواره ونیز موفق به کسب جایزه شد.

۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه نصیب اصغر فرهادی شد

آقای فرهادی روز پنج‌شنبه نشان عالی هنر و ادبیات را از خانم اورلی فیلیپتی، وزیر فرهنگ فرانسه دریافت کرد
اصغر فرهادی، فیلمساز ایرانی و نخستین برنده جایزه اسکار در ایران، نشان عالی هنر و ادبیات کشور فرانسه را از آن خود کرد. 

۱۳۹۲ اسفند ۸, پنجشنبه

هفت دقیقه‌ی طولانی

بیشتر از این که روابط جنسی بین دو زن همجنس‌گرا باشد، تنها روابط جنسی دو زن دگرجنس‌گرا است که توسط یک کارگردان مرد دگرجنس‌گرا طراحی شده تا با حربه‌ی استفاده از جذابیت‌های جنسی و به نوعی افزودن صحنه‌هایی بسیار مشابه صحنه‌های هرزه‌نگاری، هم به تماشاگران فیلم اضافه کند و هم با به راه انداختن بحث‌های بسیار پیرامون آن باعث بیشتر مطرح شدن نام فیلم شود

پاکو د لوسيا، گیتاریست سرشناس اسپانیایی،‌ درگذشت


پاکو دِ لوسیا Paco de Lucía آهنگساز و نوازنده گیتار اهل اسپانیا است. وی پیشروی سبک فلامنکوی نو است و از معدود نوازندگان گیتار است که توانسته به سبک‌های دیگر نیز وارد شود. پاکو د لوسیا برندهٔ جوایز متعدد هنری است.پاکو تا سال ۱۹۹۱ قادر به خواندن نت نبود و چنان‌که در فیلم زندگی‌نامه‌اش گفته، به عنوان یک نوازنده گیتار فلامنکو همیشه به ریتم در موسیقی‌اش اهمیت بیشتری می‌داده تا به درست به صدا در آوردن نت‌ها

همجنس‌گرایی، از بیماری تا گرایش جنسی


همجنس‌گرایی یا همجنس‌خواهی شکلی از تمایل روحی و میل جنسی افراد به جنس موافق خود است.

۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

سکس در رسانه‌های ایران

13910330173811734_PhotoL
فیلمی از رابطه‌ی جنسی یک بازیگر زن با مردی که گفته می‌شد دوست‌پسر او است. این فیلم‌ هزاران بار تکثیر شد و به قدر ظرفیت تکنولولوژیکِ آن سال‌ها در گوشی‌های تلفن همراه دست به دست می‌شد. میلیون‌ها نفر بیننده‌ی این فیلم شدند اما تا زمانی که یک مقام نیروی انتظامی درباره آن اظهار نظر نکرد، مطبوعات به آن نپرداختند

۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

تاریخچه یک جایزه باشکوه؛ اسکار از آغاز تا امروز

با وجود همه دگرگونی هایی که در ۹۰ سال گذشته در صنعت فیلم پیش آمده، جایزه اسکار همچنان پابرجا مانده است.از اواخر دهه ۱۹۲۰ و ورود صدا به سینما تا قرن ۲۱ و استفاده از تصاویری که به کمک کامپیوتر تولید شده، دهه های متمادی شاهد پیدایش و از میان رفتن سبک‌های گوناگون بوده اند.

۱۳۹۲ اسفند ۲, جمعه

آثار صادق هدایت و کتاب «زوال کلنل» مجوز نگرفته‌اند

در ادامه اعمال محدودیت ها برای آثار ادبی معاصر، روابط عمومی معاونت امور فرهنگی طی اعلامی عمومی صدور مجوز انتشار برای آثار صادق هدایت و کتاب «زوال کلنل» محمود دولت‌آبادی را تکذیب کرد. همزمان گزارش رسید که دولت‌آبادي «زوال كلنل» را با اصلاحات به اداره كتاب سپرده است.

در بر‌‌ همان پاشنه می‌چرخد؛ ممنوع القلم‌ها وجود دارند

در بر‌‌ همان پاشنه می‌چرخد؛ ممنوع القلم‌ها وجود دارند
در دو دولت نهم و دهم، مسئولان اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلایل گوناگون یا اجازه انتشار بسیاری از آثار نویسندگان و شاعران در موضوعات مختلف را صادر نکردند یا بسیاری از آثار آن‌ها را با سانسور و ایرادهای فراوان روبروکردند. 

Quiet Days in Clichy (Blu-Ray) Review

http://sinsofcinema.com/Images/Quiet%20Days%20in%20Clichy/Quiet%20Days%20in%20Clichy%20Blue%20Underground%20Blu-Ray.jpg
One day during an attempted writing session, a psychotic woman knocks on their door asking for 200 dollars in return for any sexual act the two want. After jumping on the opportunity, the lady threatens to kill them with a revolver she has been carrying in her purse.

بوسه‌های همجنس، قصه دیگری از لبنان


سالیان سال است تصاویری از لبنان بیرون می‌آید که بیش از همه مربوط می‌شود به ساختمان‌های بمباران شده یا تراژدی‌های انسانی. ولی یک آرشیو عکس که در فاصله بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ میلادی گرفته شده تصویر کاملا متفاوتی از لبنان ارایه می‌دهد. مستندی از زندگی‌هایی که برای مدتها از نظرها پنهان مانده است.

شولوخوف و خطای مترجمان ایرانی

عکسِ‏‎Asadollah Amraee‎‏
امروز سالمرگ میخاییل شولوخف است. دن آرام را سه مترجم ترجمه کرده‌اند که دوتای آنها مشهورند ترجمه به اذین از زبان فرانسه با تطبیق روسی انجام شده و ترجمه شاملو با مبنا قرادادن ترجمه فرانسه. 

ﻣﻠﮑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ، ﺟﻨﺰﯾﺰ ﮐﺎﺭﻣﻮﻧﺎ، ﺩﺭ ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﺿﺪ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ


ﻣﻠﮑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ، ﺟﻨﺰﯾﺰ ﮐﺎﺭﻣﻮﻧﺎ، ﺩﺭ ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﺿﺪ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ


۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

«آسمان» توقیف شد

 روزنامه «آسمان» بعد از فقط یک هفته توقیف شد

روزنامه «آسمان» به طور غیر منتظره‌ای امروز، ۱ اسفند (۲۰ فوریه) توقیف شد. ابتدا قرار بود پرونده «آسمان» دوشنبه، ۵ اسفند (۲۴ فوریه) در هیأت نظارت بر مطبوعات بررسی شود، اما پس از آنکه برخی رسانه‌های  اصولگرا  این روزنامه را به توهین به «حکم قرآنی» قصاص متهم کردند، سرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه علیه مدیر مسئول این روزنامه اعلام جرم کرد و خواستار توقف انتشار آن شد.

درباره ی صادق هدایت

فلسفه می گوید همه چیز باید در گفتمان باز نقد شود. هگل وقتی فلسفه خود را با پرداختن به نقد ازمتون فلسفهایکه خود در غرب خود به ارث برده بود، می نوشت، گفت: روح غرب بر پایه نقد ساخته شده است. با ذکر این نکته او آگاه بود که بعد از او دیگر فیلسوفانی درغرب زاده خواهند شد که فلسفه عمیق او را هم به زیر نقد سخت خود خواهند کشید، تا نقش بنیادین نقد را در ادامه دادن به پرورش اندیشه مدرن با تاویل و تفسیرهای خود غنی ترسازند.

گاهشمار رویارویی سرداران با یک «کلنل»

محمود دولت‌آبادی
یک شب تیره و بارانی در یک شهرستان دورافتاده در ایران. یک سرهنگ بازنشسته ارتش غرق در اندیشه است. او به سال‌هایی می‌اندیشد که در زمان شاه یکی از صاحب منصبان بوده، و احترام و اعتباری داشته است. به فرزندانش فکر می‌کند که هر یک به راهی رفته‌اند، به کمیته و سپاه پیوسته‌اند و برخی هم به احزاب و گروه‌های مخالف حکومت گرویده‌اند. 

اعضای گروه پوسی رایت در سوچی تازیانه خوردند

نیروهای قزاق که به تامین امنیت بازی‌های المپیک زمستانی سوچی کمک می‌کنند، چند نفر از اعضای گروه پوسی رایت را با تازیانه زده‌اند.

صنعت بدن و سیاست واژن

03-body-industry

از من خواست باسنم را بالاتر ببرم تا کاملاً بالاتر از حفره‌ی خالی میان تخت قرار بگیرد. بعد، نوبت به بالا بردن پاها رسید.فقط یک ماه از ازدواجم گذشته بود و از ترس بی‌توجهی‌های همسرم، فهمید که واژن من گشاد است؟

خواهش‌های زنانه در «هزار و یک شب»

affiche-mille-et-une-nuit-IMA-Paris-Select
متون فارسی گزارش‌های بسیاری درباره‌ی خواهش‌های زنانه دارد که کمتر بحث شده، یا اصلاً کاویده و دیده نشده است؛ حتا هزار و یک شب از این بابت کمتر بررسی شده است. در این مرور کوتاه، کمی در داستان‌های آن گردش می‌کنم تا نمونه‌وار نشان دهم که این کتاب چه گنجینه‌ای در شناخت زن و عشق و خواهش‌های تنانه است. برای این که این تصور پیش نیاید که این تنها متن قابل مراجعه در این زمینه است به چند متن دیگر هم به تناسب اشاره خواهم کرد.

سکس در سینمای ایران

mmmmm
سینمای ایران در به تصویر کشیدن سکس در محصولاتش چندان به راه مرسوم دیگر کشورهای صاحب سینما نرفت. در کشورهای پدیدآورنده‌ی سینما، به موازات گسترش آن به عنوان هنری تازه، ایده‌ی نمایش ارتباطات جنسی، اندام جنسی و برانگیزانندگی حسیِ غرایز جنسی متأثر از فرهنگ رایج در آن جوامع به سرعت مطرح شد و به واسطه‌ی تأثیر بیشتر تصویر متحرک بر ذهن و روح بیننده، خیلی سریع هم مقابل دوربین به تصویر کشیده شد.

۱۳۹۲ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

پاسخ به نامه امیر آقایی بازیگر سریال «سرزمین کهن»

نگاره: ‏پاسخ به نامه امیر آقایی درباره سریال «سرزمین کهن»
  
ابتدا پرسش سپیده دم: آقای امیر آقایی، چندین سال است که هزاران زن، مرد،   پیر و جوان، استاد و  دانشجو ، فیلمساز و هنرپیشه، حقوقدان و وکیل، روزنامه نگار و سردبیر، ... در زندان‌های جمهوری اسلامی در اسارت اند یا حتی کشته شدند! آیا میتوانید به ما  نشان دهید که کجا صدایی از شخص شما در آمد؟  آیا این از فواید فلات ماست که بعد از بازی در یک سریال صدا و سیمای ضرغامی، و برخواستن موج اعتراض ها، شما به یاد حقوق بشر افتادید؟

حال توجه شما را جلب می‌کنیم به مطلب زیر که آقا یا خانم دانش محمدی، دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس به به سایت فرارو ارسال داشته‌:

متن نامه امیر آقایی

(نامه امیر اقایی در رابطه با سریال توقیف شده سرزمین کهن)

این تنها می تواند از فواید مخصوص فلات ما باشد که چند هفته است سربازان بی گناه سرزمینمان در اسارت اند و هیچ صدایی از کسی بر نمی آید. ما عادت داریم از سوراخ سوزن رد شویم و از درب دروازه نه !

صدای اعتراض بختیاری های عزیز را شنیدم که در چند روز گذشته؛ از هر ناسزا و پیامک گرفته تا تهدید و ارعاب فروگذار نبودند.

سپاس می گویم مردم سرزمینی را که آنقدر صبور نبودند و نخواستند صبر پیشه کنند تا ببینند نه کمال تبریری؛ نه من؛ و نه هیچ کس دیگری قصد بی احترامی به قومی را نداشته است. این ساده انگاری در رگ و خون ما جاری‌ست. یاد آور می شوم فیلم های کمال تبریزی را که سال هاست توقیف است. یادآور می شوم ممنوع الکاری و جریمه ام را برای بازی نکردن در فیلمی که شما دوستش نداشتید.

برادران عزیز بختیاری؛
غیرتتان را می ستایم و به نوبه ی خود؛ تنها می توانم بگویم قصد ما بی احترامی نبوده است. اساسآ قهرمان سریال سرزمین کهن یک بختیاری ست. اما یک سوال برایم باقی ست: آن‌روزهایی که برای مردم سرزمینم محکوم به ممنوع الکاری بودم؛ از این خیل غیرت و جوانمردی؛ چرا حتی شاخه ی گلی برای تسکین زخمهایم روانه ام نشد؟

با احترام
امیر آقایی
۱۷ فوریه ۲۰۱۴

جوابیه

جناب آقای آقایی

نامه ای از سوی جنابعالی در مورد اعتراضات اخیر بختیاری ها به سریال سرزمین کهن منتشر شده است که نکات زیر در نامه شما قابل تأمل است:

فرموده بودید که در شرایطی که سربازان بی گناه سرزمینمان در اسارت هستند هیچ صدایی از کسی بر نمی آید...

جناب آقای آقایی هیچ کس ازحادثه و فاجعه پیش آمده برای فرزندان سرزمینمان خوشحال نیست، اما شما به زیرکی تمام و با قرار دادن دو مقوله متفاوت (اسارت سربازان و اعتراض بختیاری ها به سریال سرزمین کهن) که هیچ ربطی به هم ندارند، سعی کرده اید که احساسات پاک مردم ایران را بر ضد هم تباران بختیاری بسیج کنید. 

نمی دانم منظورتان از «هیچ کس» صدا و اعتراضی نمی کند چیست؟ اگر منظورتان سیاستمداران ما هستند که به نوبه خود مواضعی را اعلام کرده اند و ممکن است کوتاهی کرده باشند، اما به احتمال زیاد اینجا منظورتان از "هیچ کس" مردم و به ویژه هم میهنان بختیاری است. 

خدمتتان عارض هستم که همه اقوام مختلف مردم ما، در شبکه های اجتماعی، بر اساس وظیفه و در حد توان خود، مطالبات خود برای آزادسازی هر چه سریعتر هموطنانمان را اعلام کرده اند. اخبار این موج عظیم مطالبات مردمی، در رسانه های خارجی و داخلی منتشر شده است. به خاطر هجم انبوه مطالبات مردمی برای محکوم کرم کردن این اقدام و آزادسازی سربازان میهنمان، گروه تروریستی"جیش الشیطان" در وبلاگ خود جوابیه مبنی بر آگاه بودنش از هجم مطالبات مردمی ملت ایران و رد این مطالبات صادر کرده است(مراجعه شود به وبلاگ این گروهک).

اما اگر هجم انبوه این مطالبات مردمی از سوی اقوام مختلف در شبکه‌های اجتماعی از نظر شما "هیچ" است و انتظار دارید که بختیاری ها همانطور که برای دفاع از هویت خود به خیابان ها ریختند، برای آزادسازی سربازان میهنمان هم به خیابان ها بریزند نمی دانم از نظر شما به خیابان ریختن تاثیر گذار هست یا نه؟ 

ما با دولت مشخصی مواجه نیستیم که به خیابان ها بریزیم و با سر دادن شعار بر ضد اسارت کنندگان خواستار آزادی هم وطنانمان باشیم، روبروی ما یک گروه تروریستی است که با نام قرآن، سر از بدن انسان های بیگناه جدا می کند و جایگاه و منافع حقوقی ندارد تا از تجمعات و تظاهرات های مردمی بهراسد و از شروط خود کوتاه بیاید. 

در صورتی که از نظر شما این موج عظیم مطالبات مردمی "هیچ" است ، لطفا بفرمایید چه راه حلی برای تلاش بیشتر و تاثیر گذاری در دیدگاه این گروه تروریستی دارید؟

در مورد اعتراض بختیاری ها سخن گفته اید و واژگانی همچون «ارعاب» ، « ناسزا» و «تهدید» را برای اعتراضات قانونی هم میهنان بختیاری مان به کار برده اید. شما بازیگر توانمند و محبوبی هستید که اتفاقا در این سریال هنرمندانه نقش خود را ایفا کرده اید و هیچ کس ایرادی بر شما نگرفت بلکه اعتراضات، به ساختار کلی این سریال در تخریب بزرگان یک قومیت ایرانی است. اما برای شما به عنوان یک هنرمند مردمی بسیار ناپسند است که از این الفاظ زشت برای یک اعتراض دمکراتیک و مدنی که حق انسانی هر شهروندی است، استفاده کنید. 

نمی دانم از نظر شما که قطعا داعیه دار روشنفکری هستید یک اعتراض دمکراتیک، مدنی و قانون مند دارای چه ویژگی هایی است؟ در اعتراضات صورت گرفته توسط بختیاری ها در ماجرای اخیر، به جز موارد بسیار انگشت شماری که قصد سوء استفاده از جریان ایجاد شده را داشتند، هیچ شعاری ضد اتحاد ملی سر داده نشد، هیچ خسارتی به مراکز دولتی وارد نیامد و هیچ قانون شکنی صورت نگرفت و همه معترضان با هوشیاری هرگونه شعار تفرقه افکن و توهین به اقوام دیگر را محکوم کردند و اغلب شعارها با قرار دادن نام بختیاری در کنار نام ایران و ملت ایران برای اتحاد و یکپارچگی بود. 

در شبکه های اجتماعی به محض اینکه افراد انگشت شمار سودجویی با توهین و ناسزا سعی در سوء استفاده از این جریان را داشتند، اغلب کاربران هوشیار بختیاری با محکوم کردن این افراد، هم تباران خود را به رعایت قانونمندی و جلوگیری از سواستفاده های احتمالی دعوت می کردند. 

اتفاقا همین تجمعات قانونی، دمکراتیک و مدنی باعث شد که بسیاری از نخبگان و مسئولین محلی استان های مربوطه (نمایندگان مجلس، نمایندگان شوراها، فرمانداری ها و ائمه جماعات) با مردم یک صدا شوند و بدون هیچ گونه درگیری، مطالبات مدنی مردم دنبال شود به طوری که مسئولین کشوری و صدا و سیما تاکید کردند که به جز قانون شکنی هایی که از سوی افراد انگشت شمار سودجو و خاصی بوده است، تمامی تجمعات صورت گرفته با رعایت قانون برگزار شده است.

فرموده اید مردمی که نخواستند صبر کنند و ببینند نه شما و نه کمال تبریزی و نه هیچ کس دیگر قصد توهین نداشته اند و اساسا قهرمان سریال یک بختیاری است.حرف شما کاملا درست است ما به صداقت شما و سایر دست اندرکاران اعتماد می کنیم که قصد توهینی نبود است اما واقعیت این است که گاهی میان قصد انسان با کاری که صورت می گیرد و نتیجه ای که محقق می شود تفاوت بسیاری است. 

شاید این تفاوت ناشی از سیاست هایی است که یک فعالیت و یا سریال را هدایت می کند. قهرمان واقعی سریال بختیاری است و البته مهم هم نیست که این قهرمان بختیاری باشد یا از سایر اقوام قهرمان پرور ایران زمین. 

لازم به صبر نیست بارها تکرار کرده ایم و ظاهرا گوش شنوایی نیست که اعتراض هم میهنان بختیاریمان به دو موضوع است:

اول تخریب چهره بختیاری ها با استفاده از به کار بردن صفت های نامناسب برای اسم « بختیاری ها» است. "بختیاری" در این فیلم هرچند از نظر سازندگان آن فقط یک نام خانوادگی باشد، اما قطعا هر کسی که کوچکترین اطلاعاتی در مورد تحلیل فیلم نامه، نمایشنامه، رمان و داستان داشته باشد می داند که انتخاب اسم ها و صفت های اعلام و تکرار آنها، اهداف خاصی را دنبال می کند و می تواند به صورت خواسته یا ناخواسته به اذهان مخاطبان بارهای معنایی مثبت و منفی ای القاء کند. فرقی هم ندارد که به جای بختیاری ها اسم اصفهانی ها، یزدی ها، کردها، مشهدی ها، ترک ها ، بلوچ ها و یا هر کدام از اقوام دیگر ایرانی را بگذاریم، در هر صورت این اسم ها در کنار آن صفت های منفی، بک بار معنایی بسیار منفی را از طریق عمومیت یافتن دلالت از خاص به عام، ذهن مخاطب القاء می کنند.

موضوع دوم که در این سریال مورد اعتراض است تخریب چهره سردار اسعد بختیاری، به عنوان یکی از سرداران، پیشگامان و روشنفکران مشروطه است. تحریف چهره این شخصیت که در نزد خانواده های بختیاری نماد مقاومت، مبارزه با استبداد، وطن دوستی، روشنفکری و آزادمردی است به یک چهره مزدور بیگانگان یک تحریف بارز تاریخی است که بر هیچ تاریخ نویس منصفی پوشیده نیست.

فرموده اید که در روزهایی که ممنوع الاشتغال بوده اید از این خیل غیرت و جوانمردی، شاخ گلی برای تسکین دردهای شما روانه نشد... جناب آقای آقایی دردهای هنرمندان سرزمین ما عمیق و ریشه ایست و مردم ما هم به خوبی این دردها را درک می کنند و اتفاقا خیلی از دردهای ما مردم و مخصوصا شما هنرمندان از همان دیدگاه یک جانبه نگر و انحصاری برخی از مسئولان ناشی می شود.

امثال هنرمندانی مثل جنابعالی که در راه هنر برای این مملکت هزینه داده اند، کم نیستند اما انتظار دارید که بختیاری ها تمام مشکلات این مملکت را بر طرف کنند؟ بختیاری ها در کنار سایر اقوام ایرانی در بسیاری از عرصه های ملی مثل تاثیر گذاری در نهضت مشروطه، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، شرکت در انتخابات و تلاش برای تعیین سرنوشت خویش، مطالبه آزادی، عدالت، برابری، حقوق شهروندی و حفظ هویت قومی و ملی خود شرکت کرده اند. 

هنوز تجمعات مدنی و قانونی هم میهنان بختیاریمان در کنار هم میهنان عرب، فارس و سایر شهرندان استان های چهارمحال و بختیاری، خوزستان و اصفهان برای حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی هوا، فراموش نشده است. با تمام این اوصاف نمی دانم این چه سفسطه ای است که حالا برخی ها آمده اند همه مشکلات این مملکت را اولویت بندی و لیست کرده اند و جلوی بختیاری ها گذاشته اند و می گویند شما که برای حفظ هویت خودتان اعتراض کرده اید چرا برای تمام این مشکلات ریز و درشت اعتراض نمی کنید.

با تقدیم احترام
دانش محمدی، دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس‏
 آقای امیر آقایی، چندین سال است که هزاران زن، مرد، پیر و جوان، استاد و دانشجو ، فیلمساز و هنرپیشه، حقوقدان و وکیل، روزنامه نگار و سردبیر، ... در زندان‌های جمهوری اسلامی در اسارت اند یا حتی کشته شدند! آیا میتوانید به ما نشان دهید که کجا صدایی از شخص شما در آمد؟ آیا این از فواید فلات ماست که بعد از بازی در یک سریال صدا و سیمای ضرغامی، و برخواستن موج اعتراض ها، شما به یاد حقوق بشر افتادید؟

آواهای صلح، ده ترانه ضد جنگ

چندی پیش پیت سیگر یکی از قدیمی ترین ترانه سرایان و خوانندگان سبک موسیقی مردمی آمریکا معروف به فولک درگذشت. او گذشته از شناساندن این سبک موسیقی در دهه های ۴۰ و ۵۰ میلادی، آن را به هنری برای بیان اعتراض‌های سیاسی و اجتماعی بدل کرد.

۱۳۹۲ بهمن ۲۶, شنبه

نویسنده داستان‌هایی از جنس ابدیت


علی اشرف درویشیان، خاطره ای است ماندگار در ذهن تمام کسانی که با کتاب‌های او زندگی کرده‌اند؛ کودکانی که با روایت‌های او دنبال سه بردار در کوچه و پس کوچه‌های روستا دویده‌اند و چنان تصویری از او و داستان‌هایش، بر ذهنشان حک شده که هیچ غباری را یارای نشستن روی آن تصاویر نیست.

گوگوش،لزبین،همجنسگرا و بدنی که مال خودمان است

موزیک ویدئوی جدید گوگوش، که با به تصویر کشیدن بی پرده عشق دو زن، "آزادی عشق برای همه" را در روز ولنتاین به جامعه ایرانی هدیه می دهد، بسیار ساختارشکن است. 

روایت هایی از تصادف فروغ


امروز 24 بهمن مصادف بود با چهل و پنجمین سال تصادف و مرگ دلخراش فروغ فرخزاد، شاعر و سینماگر برجسته ایران.  دیده ام که به همین مناسبت، گزارشگر بی بی سی، روایت هایی از تصادف فروغ را از زبان برخی از نزدیکانش از جمله خواهرش خانم پوران فرخزاد ارائه کرده که با روایتی که من قبلا از گلستان در این مورد شنیده ام تا حدی متفاوت است. 

۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

باران برلین

عصبانی نیستم ماجرای جوانی کرد به نام نوید را روایت می‌کند که در دانشگاه تهران درس می‌خواند و به دنبال حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸، "ستاره‌دار" و از تحصیل محروم می‌شود.

'عصبانی نیستم'؛ از جنجال در تهران تا نمایش در برلین


فیلم عصبانی نیستم شامگاه ۱۳ فوریه در حالی نمایش رسمی خود در بخش "پانوراما" از جشنواره برلین را پشت سرگذاشت که پس از جنجال‌های رخ داده برسر این فیلم طی جشنواره فجر، اکران عمومی آن در ایران فعلا چندان محتمل به‌نظر نمی‌رسد.

۱۳۹۲ بهمن ۲۴, پنجشنبه

دستگیری ده‌ها قاچاقچی فیلم 'گرگ وال استریت' در کنیا


هیئت طبقه بندی فیلم در کنیا در ماه ژانویه فیلم گرگ وال استریت را به دلیل "صحنه های بیش از حد از برهنگی، سکس،‌ هرزگی، عیاشی و فحاشی" ممنوع کرده است.

هراس از بدن

تعدادی عکس و یک ویدئو حالا تبدیل به بزرگ‌ترین دردسر برای جکی شامون، اسکی‌باز لبنانی شده و کار حتی به هیات دولت این کشور هم کشیده شده است. شامون که باید چند روز دیگر با لباس کشورش روی پیست برود و در اسکی آلپاین و در رشته مارپیچ بزرگ رقابت کند، حالا از سوی وزیر ورزش لبنان متهم به بردن "آبروی" کشورش است.

آنكه با زخم، آمیخته نمي شود همواره بيرون از قاب مي ماند.

او همچنان یک پدیده است، یک فیگور یگانه و زخمی در دهه های گذشته و آینده . بزرگ ترین شاعر معاصر، وصفی ست ناگزیر.

۱۳۹۲ بهمن ۲۳, چهارشنبه

«آن که باید پوست بیندازد حاکمیت است، نه کانون نویسندگان»


کانون نویسندگان ایران در واکنش به اظهارات معاون فرهنگی وزارت ارشاد در بیانیه‌ای نوشت این کانون مدافع آزادی بیان و مخالف سانسور است و آن‌که باید پوست‌اندازی کند سانسورچیان و سرکوبگران آزادی بیان هستند.

۱۳۹۲ بهمن ۲۱, دوشنبه

متن کانون نویسندگان به جهت آرزوی بهبود برای مردی دوست داشتنی که منصور کوشان است

متن کانون نویسندگان به جهت آرزوی بهبود برای مردی دوست داشتنی که منصور کوشان است

هاتف؛ صدای انقلاب دیروز، پژواک معترضان امروز


در انقلاب ایران، افراد و گروههای مختلفی نقش داشتند که بعدا بسیاری از آنها مسیر دیگری انتخاب کردند. گروهی خود از قطار انقلاب پیاده شدند و بخش دیگری به اجبار بیرون انداخته شدند. علی هاتفی یکی از پیاده شدگان از قطار انقلاب اسلامی ایران است.

۱۳۹۲ بهمن ۲۰, یکشنبه

آواهای انقلابی؛ از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی تا کانون چاووش


سال‌های پایانی دهه ۴۰ ؛ زمانی که مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در خیابان ناهید تهران پا گرفت، پایه‌های گونه‌ای خاص از موسیقی ایرانی گذاشته و بعدها هنرمندانش آثاری را تولید کردند که به فریاد اعتراض اهالی موسیقی بر علیه حکومت شاه تبدیل شد.

تحرکات آغاز شد/ اطلاق عنوان "فیلم حامی فتنه" به فیلم خوب "عصبانی نیستم!" از سوی خبرگزاری فارس

تحرکات آغاز شد/ اطلاق عنوان "فیلم حامی فتنه" به فیلم خوب "عصبانی نیستم!" از سوی خبرگزاری فارس
اما ماجرا وقتی رنگ و بوی دیگری به خود گرفت که با اعلام برنامه نمایش فیلم ها در برج میلاد، نام سه فیلم حساسیت برانگیز جشنواره در روز آخر دیده می شد که این خود حکایت از واهمه مدیران جشنواره از مواجهه رسانه ها با این فیلم ها داشت. چرا که خبرها و نقدهای مربوط به فیلم های اکران شده در روز آخر معمولا در میانه اخبار اختتامیه و اعلام جوایز گم می شود و نمی تواند چندان حاشیه ای ایجاد کند.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان


کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان ناسودبر فرهنگی و هنری است که برای پر کردن کمبود آثار و محصولات فرهنگی برای کودکان و نوجوانان،[۱] در دی‌ماه ۱۳۴۴ به ریاست فرح پهلوی[۲] و مدیریت لیلی امیرارجمند فعالیت خود را آغاز کرد.[۳]

فرح پهلوی و لیلی امیرارجمند (راست) در جشنواره فیلم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دارای گسترده‌ترین شبکهٔ کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان است و همچنین از برجسته‌ترین تولیدکنندگان و ناشران کتاب‌های کودکان و نوجوانان در ایران به‌شمار می‌رود. کانون همچنین تهیه‌کنندهٔ فیلم و سایر فراورده‌های فرهنگی برای کودکان و نوجوانان هم بوده‌است.

کانون پرورش فکری کودک و نوجوان پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به‌عنوان شرکت دولتی و وابسته به وزارت آموزش و پرورش ایران به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

کانون، امروزه بیش از ۱۰۰۰ مرکز فرهنگی ثابت، سیار شهری، سیار روستایی و پستی در سراسر ایران داشته و با ارائه فعالیت‌های فرهنگی، هنری با مخاطبان کودک و نوجوان خود ارتباطی چهره به چهره و نزدیک برقرار می‌کند. انتشار ۱۴۰ عنوان کتاب با شمارگانی بیش از ۳ میلیون جلد در سال، تولید هزاران دقیقه فیلم‌های کوتاه، بلند، زنده، مستند و پویانمایی، تولید ده‌ها عنوان نوار موسیقی، نمایش عروسکی، سرگرمی‌های سازنده، اسباب‌بازی و نرم‌افزارهای آموزشی رایانه‌ای از آن جمله به‌شمار می‌روند. کانون زبان ایران نیز پس از انقلاب به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های کانون مشغول به فعالیت است که با داشتن شعبه‌های زیادی در سراسر کشور کار آموزش زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی، روسی و عربی را بر عهده دارد.

مدیران عامل کانون از ابتدا تا کنون

ردیفنامآغاز تصدیپایان تصدیمدت تصدی
۱لیلی امیرارجمند۱۳۴۴۱۳۵۷۱۳ سال
۲سیدکمال خرازی۱۳۵۷۱۳۵۹۲ سال
۳علیرضا زرین۱۳۶۰۱۳۷۰۱۰ سال
۴محسن چینی‌فروشان۱۳۷۰۱۳۸۸۱۸ سال
۵سیدصادق رضایی۱۳۸۸۱۳۹۲۴ سال
۶علیرضا حاجیان‌زاده۱۳۹۲۱۳۹۶۴ سال
۷فاضل نظری۱۳۹۶۱۴۰۰۴ سال
۸مهدی علی اکبر زاده۱۴۰۰۱۴۰۱۱ سال و ۳ ماه
۹حامد علامتی۱۴۰۱تا کنون

وظایف کانون بر پایه اساس‌نامه

  • بنیاد مراکز عرضه کتاب و آموزش‌های فرهنگی و هنری ویژه کودکان و نوجوانان در نقاط مختلف کشور
  • گسترش و تکمیل کتابخانه‌های عمومی ثابت و سیار
  • همکاری با سازمان‌ها برای ایجاد بخش‌های ویژه کودکان و نوجوانان
  • تهیه و چاپ محصولات دیداری و شنیداری
  • فراهم‌آوردن وسایل و کلاس‌های آموزشی
  • تولید، خرید، پخش، نمایش و فروش فیلم‌های سینمایی و تئاتر مخصوص کودکان و نوجوانان
  • گشایش کتابخانه‌های سیار و پستی برای عرضه کتاب مناسب به کودکان و نوجوانان در روستاها و منطقه‌های محروم و همکاری با سازمان‌هایی که خدمات مشابهی ارائه می‌کنند
  • کمک به توسعه و ترویج ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان از طریق تشویق نویسندگان و طراحان، هنرمندان، ناشران و همکاری با آنها
  • همکاری با همه سازمان‌های ایرانی و غیرایرانی که هدف‌های آن‌ها با اهداف کانون مشابه است[۴]

تاریخچه کانون و گسترش آن

محمدرضا پهلوی و فرح پهلوی در روز افتتاح نخستین کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بوستان لاله تهران
گوشه‌ای از سالن شطرنج کانون

ایجاد کانون به دنبال چاره‌اندیشی برای پرکردن اوقات فراغت گروه کودک و نوجوانان ایران و فراهم‌آوردن آموزش و سرگرمی برای آن‌ها بود. همچنین کانون در راستای فراگیر کردن فرهنگ کتاب‌خوانی بین کودکان و نوجوانان و با حمایت شرکت ملی نفت ایران و وزارت آموزش و پروش راه‌اندازی شد.[۲]

تا پیش از بنیان کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان در ایران برای ادبیات کودک و نوجوان جایی ویژه نبود و ادبیات کودک شامل داستان‌هایی بوده که از طریق قصه‌گویی شفاهی به کودکان گفته می‌شد. با تأسیس این کانون، برای نوشتن ادبیات کودک و نوجوان، از نویسندگان، روزنامه‌ها و شعرا دعوت گسترده‌ای به عمل آمد و کانون از همکاری کشورهایی چون فرانسه، ایالات متحده آمریکا و مجارستان (در زمینه نقاشی کتاب کودکان) استفاده‌های فراوان برد.

کانون پرورش فکری زیر نظر هیئت مدیره و مدیرعامل اداره می‌شد. سازمان کانون بدین قرار بود: امور اداری، کتابخانه‌ها، چاپ کتاب، سینما، تئاتر، جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان، پژوهش‌های فرهنگی و هنری، بایگانی فیلم، روابط عمومی و امور تدارکات و انبار.

به گفتهٔ لیلی امیرارجمند مدیر کانون، نام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را احسان یارشاطر که عضو هیئت امنای کانون بوده، برای این مؤسسه پیشنهاد داده‌است.[۵]

کتابخانه‌ها

کتابخانه سیار کانون در میان کودکان لر
پخش کتاب بین کودکان عشایر
برنامه موسیقی در یکی از کتاب‌خانه‌های کانون
کتابخانه عباسی
فرح پهلوی همراه با فرحناز و لیلا پهلوی در مسابقه تئاتر کتابخانه نیاوران
غرفه فروش کتاب‌های کانون در فرودگاه مهرآباد
نمونه‌ای از کتاب‌های کانون پرورش

لیلی امیرارجمند با پایان تحصیلات در بازگشت به ایران از فرح پهلوی که دوست و همکلاس قدیمی او در مدرسه رازی تهران بود، تقاضا کرد موقعیتی به او داده شود که بتوانند کتابخانه‌ای برای بچه‌ها درست کند. در آن زمان پارک فرح در زمین باغ جلالیه در دست ساخت بود و فرح دستور داد تا بخشی از زمین باغ در اختیار وی گذاشته شود و به این صورت ساختمان اولین کتابخانه کودک در ایران آغاز شد. هم‌زمان با پایان ساختمان کتابخانه پارک فرح، چندین کتابخانه دیگر در دبستان‌های جنوب شهر تهران برپا شد. به صورتی که هم پسرها و هم دخترهای مدارس اطراف بتوانند به آن کتابخانه‌ها دسترسی داشته باشند.[۶]

کتابخانه دوم در باغشاه در انبار یک دبستان آغاز به کار کرد. کودکان با کتاب و کتابخانه‌ای که به ویژه برای آن‌ها ساخته شده بود در آغاز بیگانه بودند و رفته رفته به کتاب‌خوانی و کتابخانه خو گرفتند. تا سال ۱۳۵۷ بیش از بیست و نه کتابخانه ثابت و ده کتابخانه سیار در تهران گشوده شد که بیش از ده هزار عضو و روی هم رفته بیش از سه میلیون مراجع داشته‌است.

کتابخانه‌های کانون در تهران و شهرستان‌ها نه تنها جایی برای خواندن و به امانت گرفتن کتاب است بلکه جایی است که کودکان و نوجوانان می‌توانند میزان آگاهی و دانش خود را بیازمایند و نوآوری‌های خود را آزمایش کنند. کتابخانه‌های کانون برای بالا بردن آگاهی نوجوانان ایران در بخش‌های گوناگون برنامه‌های جالب دارند. برنامه‌هایی دیگر به کوشش کانون برای پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان همانند داستان سرایی، آشنایی به کتاب‌های نوین چاپ شده، آشنایی با شخصیت‌های علمی و هنری و تاریخی ایران و جهان، آشنایی با سرزمین‌ها و قوم هاو ملت‌ها و نژادها، نمایش فیلم، برنامه‌های گفتگو و انتقاد در زمینه‌های گوناگون و دربارهٔ کتاب‌های کتابخانه، مسابقه‌های هوش و آمادگی ذهن، مشاعره، شطرنج، برگزاری نمایشگاه‌های گوناگون، بازدیدهای گروهی، آموزش نقاشی، آموزش موسیقی و گروه کُر بچه‌ها و آموزش فیلم‌سازی گسترش داده شد.

از سال ۱۳۵۱ مسابقه‌های موسیقی و هنرآموزان موسیقی و همچنین مسابقه‌های تئاتر کانون در آمفی‌تئاتر پارک نیاوران به نمایش گذاشته شد.

از بهار ۱۳۴۶ با آغاز کار کتابخانه کودک در بابل کتابخانه‌های دیگری نیز در سرتاسر کشور پایه‌گذاری شد. در کنار کتابخانه‌های تهران و شهرستان‌ها، پروژه ایجاد کتابخانه‌های کودک روستایی نیز آغاز شد و کتابخانه‌های سیار روستایی نیز به راه افتاد. آمار نشان می‌دهد که بیش از ۱۲۷۱ روستا از این کتابخانه‌ها بهره برده‌اند.

کانون از سال ۱۳۴۸ فعالیت‌های خود را در استان گیلان با بنای هشت کتابخانه شهری آغاز کرد. کتابخانه‌های کانون در شهرهای رشت، لاهیجان، بندر انزلی، غازیان، رودبار، فومن، صومعه سرا، کتالم و سادات‌شهر، لشت نشا، آستانه اشرفیه، کوچصفهان، و آستارا گشوده شد. یک واحد پویای شهری و یک واحد پویای روستایی پنجاه دبستان و دبیرستان را در حومه رشت و شصت و پنج مدرسه را در شهر زیر پوشش داشت.

در کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گیلان در شهر رشت، بچه‌ها موسیقی سنتی کوچصفهان و لشت نشا و از روستاهای دیگر را اجرا کردند. نمایشگاه‌هایی که گویای زندگی مردم گیلان بود همواره برپا بود. در این نمایشگاه‌ها عروسک‌هایی از زنان و مردان گیلان از زن‌های کپورچالی و مردان روستایی حومه رشت و مردان چانچو نیز به نمایش گذاشته شد.

در حال حاضر تعداد مراکز فرهنگی، هنری کانون (کتاب‌خانه‌ها) شامل مراکز ثابت، سیار شهری و روستایی، تماشاخانه‌های سیار و کتاب‌خانه‌های پستی به ۱۰۱۲ مرکز در سراسر ایران رسیده‌است.

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

سرمایه اولیه برای شروع کار انتشارات کانون از عواید به دست آمده از ترجمه کتاب دخترک دریا ترجمه فرح پهلوی به دست آمد. در آن زمان مدیریت بخش انتشارات به فیروز شیروانلو سپرده شد که از مؤسسه انتشارات فرانکلین آمده بود. وی تحصیلاتش را در رشته جامعه‌شناسی هنر در انگلستان به پایان رسانده بود و در بازگشت به ایران به عنوان طراح و ویراستار کتاب در مؤسسه انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد.[۶]

جشنواره‌های فیلم‌های کودکان و نوجوانان

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هماهنگ با دیگر فعالیت‌ها کوشش به برگزاری جشنواره جهانی فیلم‌های کودکان و نوجوانان نمود که برای رسیدن به هدف‌های زیر بود:

  • - ساختن چشم‌اندازی کامل از فیلم‌های ویژه کودکان و نوجوانان در جهان
  • - نمایش فیلم‌های برجسته از سرتاسر جهان که در آموزش و پرورش و یادگیری کودکان مفید باشد.

نخستین جشنواره جهانی فیلم‌های کودکان در آبان‌ماه ۱۳۴۵ به کوشش فرح پهلوی آغاز به کار کرد. در آبان‌ماه ۱۳۵۱ هفتمین جشنواره با ۱۲۰٬۰۰۰ کودک در تهران برگزار گردید. این جشنواره از سال ۱۳۵۰ در تهران و شهرستان‌ها برگزار می‌شد.

سینما

در سال ۱۳۴۹ مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بنیان شد که در آن فیلم‌سازان و نقاش‌های جوان آغاز به ساختن فیلم برای کودکان نمودند. بخش سینما کوشش در پیشبرد انگیزه‌ها و سازندگی اندیشه و پرورش نگرش هنری داشت. انجام فعالیت‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در درخشش فیلم‌های ساخته شده به وسیله کانون در فستیوال پنجم، ششم و هفتم فیلم‌های کودکان و نوجوانان نشان داده شد. در هفتمین فستیوال فیلم در آبان ۱۳۵۱ فیلم «سفر»، چهار جایزه و فیلم «گلباران» و «سیاه و سپید» از ساخته‌های مرکز سینمایی کانون هر یک، جایزه دریافت کردند. پیش از این جشنواره، فیلم «رهایی» ناصر تقوایی، برنده جایزه نخست جشنواره فیلم ونیز و جشنواره فیلم سانفرانسیسکو شد. فیلم «پسر و ساز و پرنده» نیز جایزه جشنواره ونیز را از آن خود کرد.

کلاسهای آموزش فیلم‌سازی برای کودکان و نو جوانان عضو کتابخانه‌های کانون در تهران بنیان شد و پس از نخستین دوره (که یک دوره سه‌ماهه بود)، فیلمی که یکی از تهیه‌کنندگان نوجوان کانون ساخته بود، از میان فیلم‌های فرستاده شده به «فستیوال جهانی فیلم‌های هشت میلیمتری» در شهر میلان در کشور ایتالیابرنده جایزه نخست شد. کانون جای کارگردانان، فیلم‌نامه‌نویسان، فیلم‌سازان، فیلم انیمیشن سازان نامی پیش از سال‌های ۱۳۵۷ بود و شمار بسیاری از آموزش دیدگان کانون هم‌اکنون از نام‌های نامی در رشته خود هستند.

عباس کیارستمی یکی از کارگردانان ایران به استخدام مرکز سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان درآمد. وی در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. ۱۳۵۱ فیلم «زنگ تفریح» را به اکران آورد و ۱۳۵۳ با ساختن فیلم «مسافر» نامی شد.

نورالدین زرین‌کلک پدر فیلم‌های انیمیشن ایران از بنیان‌گذاران کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان بود.

از کارهای بهرام بیضایی که در کانون ساخته شد می‌توان عمو سیبیلو فیلم کوتاه، «سفر»، «رگبار»، «غریبه و مه» و «کلاغ» را نام برد.

امیر نادری با فیلم ساز دهنی ۱۳۵۲ بر ارزش کارهای کانون افزود.

فرشید مثقالی در سال ۱۳۴۶ به کانون پیوست و تا سال ۱۳۵۷ فیلم‌های انیمیشن، پوستر فیلم و تصویر برای کتاب‌های کودکان کانون را ساخت که جوایز بیشماری را برد. علی اکبر صادقی با ساختن دو فیلم گلباران در سال ۱۳۵۰ و شاه خورشید ۱۳۵۳ به مرکز سینمای کانون جان داد.

در سال ۹۷ کانون با آغاز به تولید ۴ فیلم بلند در یک سال فصل جدیدی از فعالیت‌های سینمایی را آغاز کرد.

بایگانی فیلم

در کنار جشنواره سینمایی که نامی‌ترین جشنواره جهانی ویژه کودکان بود، یک بایگانی برای گردآوری فیلم‌های کودکان و نوجوانان ساخت تا کار نمایش فیلم‌های ارزنده هنری را به شکل گسترده‌ای برای کودکان در سرتاسر ایران آغاز کند.

بایگانی فیلم کودکان از میان فیلم‌های برگزیده در هفت جشنواره فیلم کودکان، شماری فیلم‌های بلند و کوتاه خریداری کرد و برخی از آنان را به فارسی برگرداندند. این فیلم‌ها در روزهای تعطیل برای تماشاگران خردسال در تهران و شهرستان‌ها به نمایش گذاشته می‌شد.

تئاتر

مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سال ۱۳۵۰ آغاز به کار کرد. تئاتر برنامه‌ایی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که همواره در حال گسترش بوده و در راه پرورش ذوق و استعداد فرهنگی کودکان گام برمی‌دارد. برنامه‌های فشرده و گسترده‌ای پایه‌ریزی شده‌است تا نمایش‌هایی توسط کودکان برای کودکان به روی سن برود. مدیریت مرکز تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در پارک لاله تهران زیر نظر اداره کل سینمایی و امور تئاتر از زیر شاخه‌های معاونت تولید کانون فعالیت می‌کند.

از مدیران این مرکز میتوان به دان لافون، اردوان مفید و کامبیز صمیمی مفخم اشاره کرد.

موسیقی

داستان «روزی که خورشید به دریا رفت» نوشته هما سیار، با موسیقی شیدا قرچه‌داغی، از انتشارات کانون در ۱۳۵۳.

در سال ۱۳۵۰ مرکز موسیقی کانون به کوشش شیدا قره‌چه‌داغی ایجاد شد. تعداد زیادی از داستان‌های کودکان با موسیقی او روی صفحه گرامافون منتشر شدند. از آنجمله و «آهوی گردن دراز» (۱۳۵۲) نوشته جمشید سپاهی و «روزی که خورشید به دریا رفت» (۱۳۵۳) نوشته هما سیار.

کانون در سالهای بعد مجموعه کاست‌هایی برای آشنا کردن کودکان و نوجوانان با موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک غربی منتشر کرد و همچنین مجموعه‌ای با عنوان «صدای شاعر». یکی از این کاست‌های این مجموعه به سروده‌های باباطاهر اختصاص داشت که با موسیقی شیدا قرچه‌داغی، دکلمه امیر نوری و صدای پری زنگنه منتشر شد.

پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی

مرکز پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی در آغاز کار خود در سال ۱۳۵۰ کوشش کرد تا پایه‌های اساسی و استواری را برای برنامه فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیابد. مرکز پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی کار خود را از راه بررسی نظری و عملی، پرسش نامه‌ها، مشاهده و گفتگوهای رو در رو انجام می‌دهد.

این مرکز دارای نه گروه پژوهشی است که در زمینه‌های برنامه‌ریزی فرهنگی، وسایل ارتباط گروهی در جامعه، محتوای سازمان آموزشی، دامنه از خود بیگانگی، میزان سنت‌گرایی و نوگرایی یا نوخواهی در جامعه، هنرهای بومی و قومی کار می‌کنند.

چاپ کتاب

سازمان چاپ کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با چاپ کتاب «دخترک دریا» ترجمه فرح پهلوی در زمستان ۱۳۴۵ کار خود را آغاز کرد. کتاب‌های چاپ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تا سال ۱۳۵۳ بیست و هشت جایزه ملی و جهانی را برد. جایزه در نمایشگاه‌های کتاب در یونسکو، بولونیا، براتیسلاوا، سندیکای چاپگران ژاپن و شورای کتاب کودک برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان افتخار آفرین بود. کانون پرورش فکری، استانداردهای جدیدی برای ادبیات کودکان و نوجوانان به جامعه ایرانی معرفی کرد که توسط بسیاری از ناشران دیگر دنبال شد.

پس از انقلاب

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تا سال ۱۳۵۸ زیر نظر هیئت مدیره و مدیرعامل فعالیت می‌کرد تا این که بر اساس جلسه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ شورای انقلاب اسلامی ایران اساس‌نامه کانون با تغییراتی تصویب شد با گشایش روزهای زوج و فرد و به صورت یک شرکت دولتی، ابتدا نظارت آن به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سپس به وزارت آموزش و پرورش سپرده شد.

تأسیس مرکز سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای

تولید گروه ویژه‌ای از محصولات که در حد بین اسباب‌بازی محض و لوازم کمک آموزشی قرار می‌گرفت از سال ۱۳۶۱ شمسی با نام «سرگرمی‌های سازنده» در مرکزی با همین نام آغاز شد تا سال ۱۳۹۸ حدود ۳۰۰ عنوان محصول در این گروه، جهت توزیع در فروشگاه‌های کانون و استفاده در مراکز کانون تولید شد که برخی از این محصولات به تولید دوم تا دهم نیز رسید. در سال ۱۳۷۸ برای اولین بار در خاورمیانه عروسک‌هایی با ویژگی‌های چهره‌شناسی ایرانی به نام دارا و سارادر این مرکز طراحی و بخشی از آنها در چین تولید شد، این محصول رکورد تیراژ تولید و فروش در یک محصول را در کانون شکست و بعدها نسل دوم و سوم در اندازه ۳۰ سانت تولید شد. لوازم جانبی و لباس‌های سنتی و بومی ایرانی در زمره محصولات جانبی عروسک‌های دارا و سارا بود که درداخل کشور تولید شدند.

در سال ۱۳۷۵ با توجه و تأکید به نیاز بازار داخلی، واحدی در مرکز سرگرمی‌های سازنده به نام «واحد تولیدات رایانه‌ای» تأسیس شد که ضمن بررسی تولیدات جهان، بازار داخل را مورد ارزیابی قرار داد و اقدام به طراحی و تولید محصولات چندرسانه‌ای، بازی‌های ویدیویی (بر بستر رایانه‌های شخصی و تبلت و گوشی‌های هوشمند) کرده و تا سال ۱۳۹۸ حدود ۵۰ عنوان محصول به بازار عرضه کرده‌است. این مرکز اولین مرکز دولتی تولیدکننده بازی‌های رایانه‌ای بوده‌است.[نیازمند منبع]

مرکز سرگرمی‌های سازنده از ابتدای تأسیس همواره محل مشاوره دانشجویان، تولیدکنندگان، طراحان و علاقه‌مندان به اسباب‌بازی بوده‌است و به‌صورت یک شتابدهنده غیررسمی به تجاری‌سازی ایده‌های سرگرمی کمک نموده. بر همین اساس زیرساخت ایده‌آزاد به عنوان یک رویداد ملی سالانه از سال ۱۳۹۴ به‌صورت فراخوان ملی به جمع‌آوری، پرورش و ارائه ایده‌های اسباب‌بازی به بازار و صنعت اقدام کرده‌است.[۷]

طی دو دستاورد مختلف، مرکز سرگرمی‌های سازنده موفق به تأسیس شورای نظارت بر اسباب‌بازی به‌منظور نظارت کیفی، فرهنگی بر ایده‌های اسباب‌بازی و ثبت و حمایت حقوقی از آنان و همچنین رهگیری و نظارت و ساماندهی واردات و صادرات اسباب بازی شد و همچنین با ارایه طرحی، موافقت مسئولان برای تأسیس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای را جلب کرد.[نیازمند منبع] همچنین برگزاری جشنواره ملی اسباب‌بازی از سال ۱۳۹۴ در سطح ملی و به‌صورت سالانه که محلی برای گردهمایی دست‌اندرکاران و اهالی صنعت اسباب‌بازی و سرگرمی‌های سازنده است نیز از برترین دستاوردهای این مرکز (که به‌صورت یک اداره کل به فعالیت می‌پردازد) در سال‌های اخیر بوده‌است.[۸]

آموزش نجوم

کانون پرورش فکری با هدف آموزش نجوم به کودکان و نوجوانان، رصدخانۀ آموزشی زعفرانیه را به عنوان نخستین مرکز آموزش نجوم آماتوری در ایران به همت احمد دالکی و همکاری مسئولان وقت در سال ۱۳۶۸ تأسیس کرد. اندیشۀ ایجاد مراکزی برای آشنایی نوجوانان با علوم پایه را نخستین بار رضا روحانی، یکی از مدیران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در ۱۳۶۷ ش مطرح کرد. این رصدخانه در نخستین سال‌های فعالیت خود تنها به برگزاری برنامه‌های نمایش اسلایدهای نجومی و رصد عمومی آسمان برای علاقه‌مندان می‌پرداخت.[۹] با استقبال عمومی مردم به‌ویژه کودکان و نوجوانان، کلاس‌های آموزشی نیز گشایش یافت. بسیاری از فعالان نجوم آماتوری، دانشگران فعال در حوزه اخترفیزیک و کیهان‌شناسی و بسیاری از نخستین رویدادها در حوزه ترویج نجوم و ستاره‌شناسی در ایران نخستین بار در این مرکز شکل گرفته است.[۱۰] مدرسان رصدخانه زعفرانیه با سال‌ها تجربه در برگزاری مراسم روز جهانی نجوم در ایران، صاحب سبک و طراحی ویژه خود برای آموزش عمومی نجوم در این روز هستند.[۱۱]

با موفقیت این مرکز، راه‌اندازی دیگر مراکز آموزش رصد و نجوم کانون پرورش فکری در تهران و شهرستان‌ها رونق گرفت که از نمونه‌های می‌توان به راه‌اندازی رصدخانه مرکز علوم در تهران و مرکز نجوم در استان‌های قم، اصفهان، زنجان، سمنان، گلستان، قزوین و ... اشاره کرد.[۱۲]

جستارهای وابسته

پادکست سه پنج