حرکت در سطح

  • من را فرانسوی ببوس

    روايتی است از زير گلو تا پشت گردن که آيه هايش به خط نستعليق آمده اند. رنگ پريده از خواب های غمگين. شصت و يک سوره از تورات تنی. بخش شعرها به عنوان "من را فرانسوی ببوس" عاشقانه هايى ست همراه با واکنش های سياسی و اجتماعی. شعرها سايه هايی هستند، افتاده روی قبرها با تابوت های آماده، رو به درخت های خشک شده ، رو به آدم های خشک شده ، رو به آهن های به کار رفته در تن. بغلشان رفت به آغوش، بغلشان کنيد. بغلشان کنيد.

    • این برنامه شعر خوانی هوشنگ چالنگی POEM

      و گزارش این علف بی رنگ به همراه تو این گونه ست اگر این شب ست اگر این نسیم به همراه تو نواده ی خوابالود هم سیاهی ی تنها خود تویی بهین شب تنها که خود می سازی و آبها که در پای تو می خسبند رنگ می گیرد. .

    • گفتگوی رادیویی با رضا قاسمی

      رضا قاسمی، نویسنده‌ی شناخته شده و خالق آثاری چون "همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها"، این روزها دارد آخرین قصه خود را در فیس‌بوک منتشر می‌کند. او با ما از دغدغه‌های نویسنده‌ای می‌گوید که در زمانه فیس‌بوک می‌زید و می‌نویسد.

    • عدوی تو نیستم من، انکار توام

      ناما جعفری، شاعر بیست و هفت سالۀ ایرانی، در مجموعه‌ای با عنوان «تجمع در سلول انفرادی» کوشیده است تجربۀ پرورده و بالیده شدن اندیشه و عاطفۀ شاعران ایرانی را در برخورد به فرایافت پیکار مدنی نمایش دهد.

    • من یک ادوارد دست قیچی هستم ای تیم برتون لعنتی

      آدم به دوستی این موجودات عجیب، اما معصوم و صادق بیشتر می‌تواند اعتماد کند تا کسانی که پشت علاقه‌شان یک دنیا خودخواهی، منفعت‌طلبی و ریاکاری نهفته است. من ترجیح می‌دهم در آن قلعه گوتیک با ادوارد دست قیچی زندگی کنم، از رولت‌های گوشت سویینی تاد بخورم

    • چشمان کاملاً باز استنلی کوبریک

      هفت سال بعد، «کوبریک» فیلم تحسین‌برانگیز «غلاف تمام فلزی» را درباره جنگ ویتنام به‌تصویر کشید. آخرین فیلم این نابغه سینما در سال ۱۹۹۹ و با فاصله ۱۲ سال بعد از فیلم قبلی ساخته شد؛ «چشمان کاملا بسته» با بازی «تام کروز» و «نیکول کیدمن» که از جشنواره ونیز موفق به کسب جایزه شد.

۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه

محمد نوری زاد و دستان مادر

چهار: دستهای خونین شریعتمداری
از ابتدای ورود به کرمانشاه تلاش می کنم با پدرومادر"صانع ژاله" – این شهید سبزبیست و پنج بهمن هشتاد ونه - تماس بگیرم. می دانم که اهل پاوه اند. اما برای این که احتمالاً درپاوه نباشند و من با دربسته مواجه شوم، یکی از دوستان کرمانشاهی را واسطه قرارمی دهم تا ازآنان برای ورود من به خانه ی شان اجازه بگیرد. 











چهار: دستهای خونین شریعتمداری
از ابتدای ورود به کرمانشاه تلاش می کنم با پدرومادر"صانع ژاله" – این شهید سبزبیست و پنج بهمن هشتاد ونه - تماس بگیرم. می دانم که اهل پاوه اند. اما برای این که احتمالاً درپاوه نباشند و من با دربسته مواجه شوم، یکی از دوستان کرمانشاهی را واسطه قرارمی دهم تا ازآنان برای ورود من به خانه ی شان اجازه بگیرد. 



امروزبه من خبردادند که هردو درکرمانشاه اند. سراسیمه به دیدارشان می روم. ای خدا، چه پدرآگاه ومنصفی، وچه مادرآرام وبی سخنی. هردو درلباس قشنگ کُرذی. آنچه که سوز درون مرا برمی افروزد، چهره ی به غم نشسته ی مادراست. گویا این غم خیال خروج ازاین صورتِ نمکین ونازندارد. دست مادررا می بوسم وپیشانی پدررا. روی پدرگشاده است وروی مادرنشسته به اندوهی عمیق. پدرمشتاق سخن گفتن است و مادرنه. التماس می کنم. فایده نمی کند. شالی را که مادربه سربسته می بوسم واوسرمرا. التماس های من اما بی فایده است. 

رازاین پرهیزرا پدربرای من ترجمه می کند. این که مادرهراس ازاین دارد که بعد از رفتن من وانتشار این دیدار، "برادران" بسراغشان بروند و این آرامش نیم بند ودروغین را نیز برآشوبند. مادرهیچ فارسی نمی داند. پدربه ترجمه ی التماس های من ترغیب می شود. می دانم که مادربرای واگشودن سخنان در سینه مانده اش حریص ترازمن است. اما چرا ازشخصیت دروغ پردازوچهرهای عبوس وهیبتِ قلچماقِ برادران نهراسد؟ برادرانی که به قاعده ای متقاعد نیستند. وبه دروغ – آری به دروغ - برای پسر هنرمندش کارت عضویت دربسیج جعل می کنند و به اسم پدر، با صداوسیمای ولایت مصاحبه می کنند و درودیوارشهرپاوه و ویترین مغازه ها را ازعکس های " بسیجیِ شهید صانع ژاله" پرمی کنند! 

کدام در است که پیوسته بصدا درآید و آن درهمچنان بسته بماند. بله، تمنّاهای من به دل می نشیند. بازخم می شوم ودست مادررا می بوسم. طولانی. انگاربه دستهای این مادردل شکسته دخیل بسته ام. آنقدر طولانی که اوتکان شانه های مرا مادرانه باورمی کند. بوسه ای برسرمن می نشاند وبا دست های خود شانه های مرا می گیرد وآرامم می کند. به چشمان خیسم خیره می شود و چند جمله ی کوتاه بیش نمی گوید. 

درهمان چند جمله ای که من متوجهش نمی شوم، اسم شریعتمداری اما بگوشم می نشیند. پدربرای ترجمه ی سوزمادرجلو می آید: شریعتمداری پسرندارد؟ مادرندارد؟ شریعتمداری انصاف ندارد؟ چرا پسرهنرمند مرا لباس جاسوسی پوشاند؟ چرا او را نفوذیِ خودشان دربیت آقای منتظری معرفی کرد؟ 

3/9/92 - کرمانشاه





ارسال یک نظر

پادکست سه پنج

Google+ Followers

ضد سانسور

  • تمام کتاب های سلمان رشدی به فارسی

    آیات شیطانی. بچه های نیمه شب. شرم. هارون و دریای قصه ها.سلمان رشدی و حقیقت در ادبیات

  • عایشه بعد از پیغمبر

    .دانلود کتاب عایشه بعد از پیغمبر،کورت فریشلر ترجمۀ ذبیح الله منصوری

  • فیلم کشتار شصت و هفت

    در تابستان ۱۳۶۷ و تنها یک ماه پس از پایان جنگ هشت ساله با عراق آیت الله خمینی در نامه محرمانه ای فرمان قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد. این حادثه در تاریخ معاصر ایران به کشتار ۶۷ معروف شده است. این مستند نگاهی است به این جنایت هولناک.

  • در جستجوی زمان از دست رفته

    دانلود تمام جلد های در جستجوی زمان از دست رفته /مارسل پروست/ ترجمه مهدی سحابی

  • تاریخ طبری

    دانلود تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک تالیف محمدبن جریر طبری ترجمۀ ابوالقاسم پاینده

  • از سیدضیاء تا بختیار

    دانلود از سیدضیاء تا بختیار نویسنده:مسعود بهنود

  • میراث انقلابی چه گوارا

    دانلود میراث انقلابی چه گوارا /اولیویه بزانسن، میشل لووی ترجمۀ نیکو پورورزان

  • فیلم کشتار شصت و هفت

    در تابستان ۱۳۶۷ و تنها یک ماه پس از پایان جنگ هشت ساله با عراق آیت الله خمینی در نامه محرمانه ای فرمان قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد. این حادثه در تاریخ معاصر ایران به کشتار ۶۷ معروف شده است. این مستند نگاهی است به این جنایت هولناک.

سه پنج در شبکه های اجتماعی