حرکت در سطح
-
من را فرانسوی ببوس
روايتی است از زير گلو تا پشت گردن که آيه هايش به خط نستعليق آمده اند. رنگ پريده از خواب های غمگين. شصت و يک سوره از تورات تنی. بخش شعرها به عنوان "من را فرانسوی ببوس" عاشقانه هايى ست همراه با واکنش های سياسی و اجتماعی. شعرها سايه هايی هستند، افتاده روی قبرها با تابوت های آماده، رو به درخت های خشک شده ، رو به آدم های خشک شده ، رو به آهن های به کار رفته در تن. بغلشان رفت به آغوش، بغلشان کنيد. بغلشان کنيد.
-
این برنامه شعر خوانی هوشنگ چالنگی POEM
و گزارش این علف بی رنگ به همراه تو این گونه ست اگر این شب ست اگر این نسیم به همراه تو نواده ی خوابالود هم سیاهی ی تنها خود تویی بهین شب تنها که خود می سازی و آبها که در پای تو می خسبند رنگ می گیرد. .
-
گفتگوی رادیویی با رضا قاسمی
غلطید به پهلوی راست. مدتی همینطور بیحرکت ماند؛ خیره به نور ملایمی که از پنجره رو به کوچه میآمد. دستش را از زیر لحاف بیرون آورد و چراغ را خاموش کرد. شانههایش زیر لحاف تکانتکان میخورد
عدوی تو نیستم من، انکار توام
ناما جعفری، شاعر ایرانی، در مجموعهای با عنوان «تجمع در سلول انفرادی» کوشیده است تجربۀ پرورده و بالیده شدن اندیشه و عاطفۀ شاعران ایرانی را در برخورد به فرایافت پیکار مدنی نمایش دهد.
من یک ادوارد دست قیچی هستم ای تیم برتون لعنتی
آدم به دوستی این موجودات عجیب، اما معصوم و صادق بیشتر میتواند اعتماد کند تا کسانی که پشت علاقهشان یک دنیا خودخواهی، منفعتطلبی و ریاکاری نهفته است. من ترجیح میدهم در آن قلعه گوتیک با ادوارد دست قیچی زندگی کنم، از رولتهای گوشت سویینی تاد بخورم
چشمان کاملاً باز استنلی کوبریک
هفت سال بعد، «کوبریک» فیلم تحسینبرانگیز «غلاف تمام فلزی» را درباره جنگ ویتنام بهتصویر کشید. آخرین فیلم این نابغه سینما در سال ۱۹۹۹ و با فاصله ۱۲ سال بعد از فیلم قبلی ساخته شد؛ «چشمان کاملا بسته» با بازی «تام کروز» و «نیکول کیدمن» که از جشنواره ونیز موفق به کسب جایزه شد.
۱۳۹۰ شهریور ۸, سهشنبه
«روزنگاشت / از دورها با صدای او»
جعل دوباره گواهی امنیتی گوگل؛ مرورگر خود را بهروز کنید
لطفا چند نکته زیر را در هنگام وبگردی رعایت کنید
1- هیچگاه بدون نرم افزار فیلتر شکن تایید شده وارد اکانت های سیاسی خود نشوید2- هیچگاه بدون فیلتر شکن وارد ایمیل سیاسی خود نشوید (حتی با https ) [1]
3- هنگام ورود (login) به اکانتهای خود در صورت امکان از https استفاده کنید
4- مراقب باشید https معتبر باشد و خطای عدم اعتبار نداشته باشد [2]
5- اکانتهای سیاسی خود را بدون فیلتر شکن ایجاد نکنید
6- هیچگاه از vpn یا فیلتر شکن و یا تولبارهای تایید نشده استفاده نکنید ، حتی اگر بسیار مفید باشند
7- برای دریافت وی پی ان به اینجا : http://www.strongvpn.com/ مراجعه کنید
8- حتی اگر با فیلتر شکن وارد ایمیل خود شده اید همیشه مراقب فایلهایی که برای شما ارسال میکنند باشید
9- توصیه اکید میشود که از فایرفاکس و افزونه no-script استفاده کنید (اطلاعات بیشتر)
10- همیشه از آنتی ویروس آپدیت شده استفاده کنید
11- یک فایروال مناسب برای شما ضروری است
12- همیشه از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید و دقت کنید که به روز شده باشد
13- همیشه از آخرین نسخه فلش پلیر استفاده کنید
14- همیشه بهتر است بعد از اتمام کار از اکانت خود Signout کنید
15- هنگام آغاز به کار سیاسی در اینترنت کلیدهای Ctrl+Shift+P را در مرورگر خود همزمان فشار دهید با این کار شما به مد Private Browsing میروید و هیچ آدرس و کوکی و … در کامپیوتر شما ذخیره نخواهد شد
16- فایلهایی مانند ریل مدیا و فلش و پی دی اف قابلیت اتصال مستقیم به اینترنت را دارند و وقتی کسی آنها را برای شما ارسال میکند به دیده شک به آن نگاه کنید
17- برای چت کردن با کسی که نمیشناسید حتما در تنظیمات پیام رسان پروکسی ست کنید
پی نوشت1 : پروتکل https به اندازه کافی امنیت دارد اما ترفندهائی وجود دارد که مهاجم میتواند از آنها برای شناسایی آی پی شما استفاده کند ، مانند ارسال عکس با نشانی های هدف دار و … از این رو بهتر است همیشه از فیلتر شکن مناسب برای چک کردن ایمیل استفاده کنید
پی نوشت 2 : این خطا بصورت یک اخطار قرمز رنگ است که سمت راست و پایین مرورگر فایرفاکس و روی آیکون قفل نمایش داده میشود و اگر با این خطا برای سایت های معروف نظیر فیس بوک و جیمیل روبرو شدید مطمئن باشید که آی اس پی شما در حال دزدی اطلاعات شماست و سرویس دهنده اینترنت خود را تغییر دهید
پی نوشت 3 : بدون no-script حتی بازدید از برخی از سایتها میتواند خطرناک باشد
پی نوشت 4 : این مطلب برای افرادی که فعالیت جدی دارند تنظیم شده است
لطفا موارد دیگر را برای من ارسال کنید 3panjlitr@gmail.com
۱۳۹۰ شهریور ۴, جمعه
چرا هرچه مربوط به زنانگی من است زشت و پنهانی و گناه آلود است و هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست قابل افتخار و ستودنی ...
شیرین عبادی:اولین بارجرقه های فمینیسم من در سن کودکی زده شد وقتی دیدم که مادر بزرگم پسرهای فامیل را شومبول طلا خطاب می کند و آنها حق دارند با شورت دور حیاط بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه بسیج می شوند تا دامن مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام گوشزد کنند که درست بنشین
.
ذهن پنج ساله ی من نفهمید ( هنوز هم نمی فهمد) که چرا آن چیزی که وسط پای پسر عمه ام است باید با لفظ طلا آراسته شود و حتی گاهی با الفاظ ( شومبولتو بخورم) خورده شود ولی آن چه من دارم مایهی شرمساری است و باید پوشانده شود.ذهن پنج ساله ی من حتی وقتی ده ساله شد نفهمید که چرا آنها باید راحت ته کوچه دوچرخه سواری کنند و من با هزار مکافات ویواشکی رکاب بزنم و روپوش و روسری ام مدام توی چرخ گیر کند و زمین بخورم و همه به من بخندند.
او هرگز نفهمید چرا وقتی بالغ شدم و آن دو جوانه ی سرکش در سینه هایم رویید باید آن را زیر مقتعه ی چانه دار بلند و روپوش گشاد پنهان کنم و قوز کنم تا برجستگی های بدنم را از چشم ها بپوشانم. ذهن من هرگز نفهمید چرا هرچه مربوط به زنانگی من است زشت و پنهانی و گناه آلود است و هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست قابل افتخار و ستودنی و حتی به روایتی خوردنی است.ذهن من هنوز پنج ساله است، نمی فهمد چرا به عنوان یک دختر ناقص و نیمه است؛ نمی فهمد چرا همه برایش دنبال شوهر می گردند فکر می کنند که بدون مرد کامل نیست. نمی فهمد چرا مادرش مدام می پرسد این پسره کیه که هر شب زنگ می زند؟ اگر دوستت داره باید بیاد خواستگاریت.او انقدر بچه است که فقط برای پوز زنی مادرش به آن پسر میگوید بیا خواستگاریم والکی الکی زن مردی می شود که دوستش ندارد. او حتی نمی فهمدچرا درخانواده ی آن مرد، مردها یک طرف مجلس عرق می خورند و بحث سیاسی می کنند و زنها طرف دیگر ظرف می شورند و مزخرف می بافند. او نمی فهمد که چرا شوهرش التماس میکند که لطفا جلوی فامیل من سیگار نکش وقتی خودش می کشد. او نمی فهمد چرا سیگارکشیدن مرد درست است و سیگار کشیدن زن نا درست. او نمی فهمد چرا وقتی مردش را نمیخواهد سالها باید دنبال طلاق بدود در حالیکه اگر مرد بود در یک هفته می توانست زنش را طلاق بدهدذهن من هنوز پنج ساله است. این ذهن پنج ساله دو برابر پسر های هم دوره اش زحمت کشیدتا دانشگاه برود ، آنها خرخون لقبش دادند.
این ذهن پنج ساله بین همه ی دانشجوهای ورودیاش شاگرد اول شد تهمت زدند که معلوم نیست با کدام استاد روی هم ریخته است.بعدها مجبور شد هر تشخیص را دو بار تکرار کند برای آنکه چون زن بود حرفش نصف یک مرد ارزش داشت.مجبور شد از زبان یک پزشک همکار( که زن بود )بشنود که پیش دکترزن نرو، زن ها همه بیسوادن و هیچ نگوید و دم نزند.مجبور شد دو برابر تلاش کند تانامش نصف اعتباری که باید را بیابد.مجبور شد دو برابر مردها خوب رانندگی کند تامبادا تصادف کند و این جمله را بشنود که ” زن ها دست به فرمون ندارند”.مجبور شد دوبرابر مردهای دور و برش کار کند و دو برابر آنها موفق شود و دو برابر آنها پول دربیاورد و آخر هم ” زن بی سر پرست” نامیده شود. مجبور شد دو برابر مردها وبلاگ بنویسد تا صدایش به جایی برسد و آخر سر هم متهم شود که زنانه نویسی می کند و درواقع “مرد” است..از همه ی اینها گذشته ،نگارنده زن خوشبختی محسوب می شود. در خانواده ای مرفه و غیرمذهبی بدنیا آمده ، امکان تحصیل و امکان فرار از آن چهارچوب های غیر منصفانه وزشت را داشته است . او هرگز کتک نخورده و نفقه نخواسته و حضانت طفلی را از دست نداده است.
با این همه زخمی وخسته است.خسته است از اینکه از زبان مردهای بی خاصیت و احمقی که نصف ضریب هوشی او را ندارند شنیده است که زن ها منطق ندارند، زن ها طنز ندارند، زن ها دست به فرمان ندارند.خسته است از جامعهای که اگر زنی مورد تجاوز قرار بگیرد زن را مورد خطاب قرار میدهد که چرا حجابت کامل نبود و مقصر می شمارند که مرد را گناه انداخته و از مردنمی پرسد که چرا مثل یک حیوان رفتار کرده است.
خسته است از جامعهای که اگر زنی مورد خیانت قرار گرفت به او توصیه می کند که صبوری کند و خانمی پیشه کند و بیشتر به مردش توجه کند.خسته است از جامعهای که سزای خیانت در آن برای مرد توجه بیشتر و برای زن سنگسار است.خسته است از جامعهای که زن هایش قوز کرده و ترسیده و تهدید شده اند و مردهایش باافتخار لگن خاصره شان را جلو می دهند و به شومبول های طلای خود می نازند و به خودشان جرات می دهند به زن ها یی که دو برابر آنها قد کشیده اند لقب کوتولگی بدهند.خسته است از جامعهای که زنهایش به کوتولگی خود افتخار میکنندوحاضرنیستند بهای قد کشیدنشان را بپردازند و هنوز افسوس تازیانه و تسبیح و ته دیگ را می خورند. ،
بر او ببخشایید اوخسته است ازجامعهای که حتی معنی فمینیست را نمی داند

۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه
فیلم شرایط (Circumstance)

امید معماریان: فیلم شرایط (Circumstance) ساخته مریم کشاورز پس از موفقیت در جشنواره سینمایی ساندنس و دریافت جایزه ویژه تماشاگران، اول و سوم ماه مه در جشنواره بین المللی فیلم سان فرانسیسکو نیز به نمایش در آمد تا روایتی جسورانه از زندگی به سبک ایرانی توسط کارگردانی ارائه کند که بیشتر عمر خود را خارج از ایران گذرانده است.
کارگردان جوان این فیلم همراه با فیلم خود که ماه اوت در آمریکا اکران عمومی خواهد داشت، در جشنواره های مختلف شرکت می کند و هم اکنون با فیلم خود در شهر لس آنجلس حضور دارد.
فیلم “شرایط” عمدتا داستان رابطه عاشقانه دو دختر است که در جریان رخدادهایی در یک خانواده مرفه در تهران و همزمان با تحول پسر خانواده از یک معتاد به یک بسیجی، افت وخیزها دراماتیکی پیدا می کند.
در این بین کارگردان در مسیر ترسیم رخدادهای خانوادگی، به تصویر مناسبات حاکم بر جامعه و محدودیت های مرتبط با آزادی های اجتماعی و سیاسی هم نگاهی جدی دارد.
مریم کشاورز، کارگردان فیلم که دانش آموخته دانشکده فیلم دانشگاه نیویورک است، تا کنون چندین فیلم کوتاه و بلند مستند ساخته است.
او که در خانواده ای ایرانی در نیویورک به دنیا آمده، پیش از ساختن این فیلم به تناوب به ایران سفر می کرد، اما در پایان نمایش فیلم گفت که یکی از چالش های عمده او این است که گمان می کند پس از نمایش فیلم عملا سفر به ایران برایش غیرممکن باشد.
شاید چهار محور عمده ای که جسارت کارگردان برای روایت داستان را شکل می دهند، عریانی رابطه عاشقانه دو دختر جوان، استفاده مکرر از کلمات رکیک، ارائه تصویری خشن، تجاوزگر، بی منطق از نیروهای امنیتی و در نهایت تصویر کردن فضایی سیاه از وضعیت آزادی بیان و حکومت روحانیون در ایران است.
برخلاف بسیاری از فیلم هایی که در مورد روابط اجتماعی و خانوادگی ایرانیان ساخته می شود، مریم کشاورز از به تصویر کشیدن روابط عاشقانه-جنسی در شکل هالیوودی آن هیچ تردیدی به خود راه خاطر نمی دهد.
صحنه های معاشقه دو دختر، به دریا رفتن، بوسیدن و ابراز کلامی تمایل به برقراری رابطه جنسی-عاشقانه از جمله این موارد است. تصویرهای یادشده با ظرافت تمام هیچ گاه به مرز ابتذال نمی رسد و بیننده را برای فهم عمق رابطه ای که بین دو کاراکتر اصلی فیلم – آتیه و شیرین- شکل می گیرد و پرورش می یابد با خود به جلو می برد.
رضا، برادری که پس از ترک اعتیاد برای قدرت یابی و بازگشت به جامعه راه مذهب را در پیش گرفته و به بسیج پیوسته است نیز راهی باز می کند که بیننده وارد دنیای بسیجی ها و کسانی شود که در محدود کردن آزادی های شخصی مردم –و به خصوص جوانان- نقش اساسی دارند.
فیلم “شرایط” به دلیل موضوعی جسورانه ای که دارد در لبنان فیلم برداری شده است. بنابراین می توان انتظار داشت که کارگردان برای انتخاب نماها از محدودیت های زیادی برخوردار بوده است. به خصوص برای کارگردان مستقلی که با محدودیت های مالی زیادی هم در جریان ساخت فیلم روبرو بوده است.
شاید به همین جهت است که باور پذیر نبودن نماها در جای جای فیلم خود را نمایش می دهد. حتی برای کسانی که چندباری به تهران سفر کرده اند، فیلم “شرایط” عملا یک فیلم بدون جغرافیاست.
درصحنه ای که آتیه در خیابانی راه می رود و در دو سوی او اتومبیل های آخرین مدل غربی حرکت می کنند، نماهای از دور شهر، نماهای نزدیک داخل شهر، صحنه های مربوط به پارتی های شبانه، دکوراسیون و مبلمان خانه آتیه که کاملا سبک عربی دارد تا ایرانی و حتی نحوه لباس پوشیدن افراد در میهمانی آخر فیلم همگی در دور کردن حس تماشاگر از اینکه ماجرا در تهران می گذرد، موثرند.
مریم کشاورز هر چقدر در بیان موضوع اصلی فیلم، یعنی رابطه “شیرین و آتیه” به ارتباط با مخاطب نزدیک می شود، هنگامی که به موضوع رابطه کاراکترهای داستان با محیط جامعه شان وارد می شود کاستی های جدی را از خود به نمایش می گذارد.

ریختن مأموران به میهمانی های شبانه در بسیاری از فیلم ها حتی در فیلم هایی که در ایران ساخته می شوند تصویر شده اند. با این وجود آنچه در “شرایط” دیده می شود، چه در دیاگوگ های نوشته شده، چه در چگونگی بیان رخداد، غیر واقعی و مصنوعی به نظر می رسند.
اوج غیر واقعی بودن دیالوگ ها زمانی است که بیننده در جریان فیلم به یک خبر رادیویی گوش می کند که در آن گفته می شود “برادران سپاه” یک گروه “ضدانقلاب” را دستگیر کردند که قطعا غیر از سالهای اول انقلاب، ادبیاتی نیست که طی سالهای گذشته در ایران در رادیو و یا تلویزیون در خبرنویسی مورد استفاده قرار گیرد.
فیلمساز در دیالوگهای بازجویی و یا دیالوگ های دوستان آتیه و شیرین در اثنای فیلم نیز با آنکه مرزهای عرفی کلامی را پشت سر می گذارد و تلاش می کند که با استفاده از کلمات رکیک آن را واقعی کند، عملا در ارتباط با مخاطب فارسی زبان ناموفق می ماند. برای بیننده غیرفارسی زبان هم ربط دادن استفاده از چنین زبانی با موقعیتی که کاراکترها در آن قراردادند معما است.
در واقع برای مخاطب در مجموع ربط دادن ادبیاتی که در فیلم به کار گرفته شده نمی تواند یک طبقه مشخص اجتماعی- اقتصادی و یا سیاسی را معرفی کند یا در شکافتن زندگی شخصی و اجتماعی کاراکترها نقشی ایفا کند. ضعفی که شاید زندگی نکردن در ایران و یا بی توجهی به تحقیق های جامعه شناختی در توسعه کاراکتر پیش از کار تولید نقش مهمی در شکل گیری آن داشته باشد.
زمانی که رضا (برادر آتیه)، رئیس بسیجی خود را به میهمانی رقص و آواز که در آن زنها بدون حجابند و لباس باز پوشیده اند و مشروبات الکی در میهمانی سرو می شود دعوت می کند، از جمله دیگر سکانس های فیلم است که به نظر غیرمنطقی و غیرقابل هضم به نظر می رسد.
هیچ معنی نمادینی هم از گذاشتن چنین سکانسی نمی توان برداشت کرد جز ناشیانه بودن پرداخت روابط بین کاراکترها در فیلم که در جاهای دیگر هم تکرار می شود. برای مثال کسانی که در ایران در خانواده های غیرمذهبی و آزاد به لحاظ پوشش و خوراک و روابط زن و مرد زندگی می کنند، طبیعتا از وارد کردن همکاران مذهبی به مناسبات شخصی خود پرهیز می کنند.
مریم کشاورز در بسط برخی از سکانس ها و توضیح برخی از روابط حساسیت زیادی به خرج می دهد، اما از سوی دیگر بسیاری از مسایل و روابطی که در فیلم به تماشاگر نشان داده می شوند، رها می شود و تکلیف بیننده با آنها مشخص نیست.
نحوه داستان گویی از ابتدا تا پایان دچار گسست های زیادی است. در توسعه شخصیت کاراکترها هم تناقضاتی دیده می شود، به طوریکه گاه به نظر می رسد که فیلم نسخه کوتاه شده ای است که برخی از قسمت های آن عملا به نمایش در نمی آید.
از نقاط قوت کار مریم کشاورز بازی های خوبی است که در این فیلم از آتیه و شیرین (دو دخترجوان)، رضا (برادر) و پدر و مادر خانواده گرفته است. در این بین رضا، بازیگری طبیعی به نظر می رسد که کاملا در نقش خود قابل باور است. پدر خانواده نیز نقش مهمی در باور پذیرکردن دیالوگ ها دارد.
استفاده از موسیقی های روز ایرانی -از جمله موسیقی رپ که این روزها در اکثرفیلم هایی که در ایران و خارج از ایران ساخته می شوند نقش پررنگی ایفا می کند- در فیلم “شرایط” حضوری تاثیرگذار و موفقی دارد.
اما تلاش کارگردان برای ربط دادن رابطه عاشقانه همجنسگرایانه دو دختر به وضعیت اجتماعی سیاسی ایران و نبود آزادی بیان عملا یک تلاش ناموفق است و این ارتباط با گنجاندن صحنه های کلیشه ای مانند ریختن در پارتی شبانه یا آزار و اذیت در تاکسی… هیچگاه برقرار نمی شود.
در واقع کارگردان در پیوند دو موضوع، یکی رابطه جنسی با هم جنس و پیچیدگی های چنین رابطه ای در محیط خانواده ایرانی و دیگری محدودیت هایی که توسط جامعه و حکومت تحمیل می شود، کمتر به نقطه ای از هماهنگی می رسد وعملا چنین انتخابی به گسست موضوعی و داستان گویی اش منجر می شود.
فیلم “شرایط” فیلمی است که عوامل موفقیت در فروش را دارد: صحنه های عاشقانه و سکسی، زبان نامتعارف و جسورانه (حداقل در قیاس با سایر فیلم هایی که در مورد ایران ساخته می شود)، ارائه تصویری خشن و بی رحم از حکومت وعوامل حکومتی و در نهایت نسل جوان سرخورده ایرانی که همه کدهایی هستند که مخاطب غربی را برای دیدن چنین فیلمی کنجکاو می کند.
در مجموع می توان گفت که “شرایط” تلاش می کند مرزهای مختلفی را در حوزه مربوط به فیلم های ایران پشت سر بگذارد و این تلاش در برخی لحظات با توفیق هم همراه می شود.

فیلم "شرایط" CiRCUMSTANCE
شرایط (Circumstance)
نویسنده و کارگردان و تهیه کننده : مریم کشاورزموسیقی متن : Gingger Shankar
فیلمبردار : Brian Rigney Hubbard
تدوینگر : Andrea Chignoli
ژانر : درام
تاریخ انتشار فیلم : 2011
محصول کشور : ایران، فرانسه ، آمریکا
بازیگران : نیکل بوشهری ، سارا کاظمی ، رضا سیکسو صفایی ، سهیل پارسا، نسرین پاک کو ، سینا آمدسون، حسین کیون مهاجری
وبگاه رسمی فیلم
پروفایل فیلم در سایت IMdb
خلاصه داستان :این فیلم نگاهی دارد به خانواده ای نوگرا در تهران. فیلم زندگی دختر شانزده سالۀ این خانواده، عاطفه و دوست او شیرین را نشان میدهد که پدر و مادرش به دلیل مخالفت با حکومت ایران اعدام شدهاند. این دو مانند بسیاری از دختران همسن خود در حال تجربۀ دوستیهای نوجوانی و آشنایی با جنسیت خود هستند. آن هم در جامعه ای سرکوبگر که توجه چندانی به زنان ندارد.آنها طغیان خود را با مصرف مواد مخدر و شرکت در میهمانیهای شبانه یا کلوپهای زیرزمینی نشان میدهند. با این حال تنها عصیان واقعی آنها در تخیلات شان رخ میدهد.
توضیحات : مضوع های جنسیت، مذهب، افراط گرایی و تعصب از جمله موضوع های این فیلم هستند.مریم کشاورز : ” امکان فیلم برداری آن در ایران وجود نداشت؛ چون میخواستم واقعیتها را بگویم و صحنهها واقعی باشند. بنابراین صحنهها را در لبنان فیلم برداری کردیم” .
درباره کارگردان : مریم کشاورز در شهر نیویورک بدنیا آمد . او قبل از اینکه به فیلم سازی رو بیاورد، ادبیات فارسی را در دانشگاه شیراز خواند. او لیسانس ادیات خود را از دانشگاه دانشگاه نورث وسترن و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه میشیگان آمریکا دریافت کرد .
او ابتدا به نویسند گی وکارگردانی مستند رنگ عشق را در سال 2004 ساخت.درسال 2006 دو فیلم کوتاه برای حراج نیست و روزی که من میمیرم را ساخت. او برای فیلم روزی که من میمیرم جایزه Teddy Award را درسال 2006 از جشنواره فیلم برلین دریافت کرد.فیلم شرایط اولین فیلم بلند مریم کشاورز است .
۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه
"مرغ با آلو"
![]() |
| عکس جلد کتاب |
![]() |
| عکس: مرجان ساتراپی - برگرفته از صفحه فیس بوکی فیلم مرغ با آلو |
![]() |
| عکس: گلشیفته فراهانی - عکس از گتی فیلم- برگرفته از صفحه فیس بوکی فیلم مرغ با آلو |
وب سایت شهرزادنیوز
۱۳۹۰ شهریور ۱, سهشنبه
ReQuiem For A Dream


Memento
صد فیلم برتر ده ژانر تاریخ سینما
اسوشیتدپرس اعلام کرد موسسه فیلم آمریکا AFI که یکی از گروههای پیشتاز صنعت سینمای این کشور در زمینه حفظ و ترمیم فیلمهاست، روز سه شنبه اسامی 10 فیلم برتر 10 ژانر شامل انیمیشن، فانتزی، گانگستری، افسانهای علمی، وسترن، ورزشی، معمایی، کمدی رومانتیک، درام دادگاهی و حماسی را اعلام کرد .
"پدرخوانده" (فرانسیس فورد کوپولا) در رده نخست فهرست بهترین فیلم ژانر گانگستری قرار گرفت.
این فهرست حاصل نظرسنجی از بازیگران، فیلمسازان، منتقدان و دیگر دستاندرکاران صنعت است و اسامی برندگان در برنامهای با عنوان AFI's 10 Top 10 از شبکه CBS اعلام شد. شرکتکنندگان در این نظرسنجی فیلمهای مورد نظر خود را از میان فهرستی شامل 50 نامزد در هر ژانر انتخاب کردند. فهرست 10 فیلم برتر 10 ژانر به انتخاب موسسه فیلم آمریکا به شرح زیر است .
1) سفید برفی و هفت کوتوله، 1937
2) پینوکیو، 1940
3) بامبی، 1942
4) شیرشاه، 1994
5) فانتازیا، 1940
6) داستان اسباب بازی، 1995
7) دیو و دلبر، 1991
8) شرک 1، 2001
9) سیندرلا، 1950
10) در جست و جوی نمو، 2003
1) جادوگر شهر زمزد، 1939
2) ارباب حلقهها: یاران حلقه، 2001
3) زندگی شگفتانگیزی است، 1946
4) کینگ کنگ، 1933
5) معجزه در خیابان سی و چهارم، 1947
6) میدان رویاها، 1989
7) هاروی، 1950
8) افسانه روز دوم ماه فوریه، 1993
9) دزد بغداد، 1924
10) بزرگ، 1988
1) پدرخوانده، 1972
2) رفقای خوب، 1990
3) پدرخوانده قسمت 2، 1974
4) التهاب شدید، 1949
5) بانی و کلاید، 1967
6) صورت زخمی: شرم یک ملت، 1932
7) داستان عامهپسند، 1994
8) دشمن مردم، 1931
9) سزار کوچک، 1930
10) صورت زخمی، 1983
1) 2001، یک اودیسه فضایی: 1968
2) جنگهای ستارهای:( اپیزود چهار) یک امید تازه، 1977
3) ئی. تی. موجود ماورای زمینی " ، 1982
4) پرتقال کوکی، 1971
5) روزی که زمین از حرکت ایستاد، 1951
6) بلید رانر، 1982
7) بیگانه، 1979
8) نابودگر 2: روز داوری، 1991
9) حمله ربایندگان جسم، 1956
10) بازگشت به آینده، 1985
1) جویندگان، 1956
2) ماجرای نیمروز، 1952
3) شین، 1953
4) نابخشوده، 1992
5) روز سرخ، 1948
6) این گروه خشن، 1969
7) بوچ کسیدی و ساندنس کید، 1969
8) مککیب و خانم میلر، 1971
9) دلیجان، 1939
10) کت بالو، 1965
1) گاو خشمگین، 1980
2) راکی، 1976
3) غرور یانکیها، 1942
4) Hoosiers ،1986
5) بول درهام، 1988
6) بیلیاردباز، 1961
7) Caddyshack ، 1980
8) رهایی از بند، 1979
9) ولوت در مسابقه گراند نشنال، 1944
10) جری مگوایر، 1996
1) سرگیجه، 1958
2) محله چینیها، 1974
3) پنجره عقبی، 1954
4) لورا، 1944
5) مرد سوم، 1949
6) شاهین مالت، 1941
7) شمال از شمال غربی، 1959
8) مخمل آبی، 1986
9) ام را برای قتل بگیر، 1954
10) مظنونین همیشگی، 1995
1) روشناییهای شهر، 1931
2) آنی هال، 1977
3) یک شب اتفاق افتاد، 1934
4) تعطیلات رمی، 1953
5) داستان فیلادلفیا، 1940
6) وقتی هری سلی را ملاقات کرد، 1989
7) دنده آدم، 1949
8) ماهزده، 1987
9) هارولد و مود، 1971
10) بیخوابی در سیاتل، 1993
1) کشتن یک مرغ مقلد، 1962
2) دوازده مرد خشمگین، 1957
3) کریمر علیه کریمر، 1979
4) حکم دادگاه، 1982
5) چند مرد خوب، 1992
6) شاهد برای تعقیب کیفری، 1957
7) تشریح یک قتل، 1959
8) در کمال خونسردی، 1967
9) فریاد در تاریکی، 1988
10) محاکمه در نورمبرگ، 1961
1) لورنس عربستان، 1962
2) بن هور، 1959
3) فهرست شیندلر، 1993
4) بربادرفته، 1939
5) اسپارتاکوس، 1960
6) تایتانیک، 1997
7) در جبهه غرب خبری نیست، 1930
8) نجات سرباز رایان، 1998
9) سرخها، 1981
10) ده فرمان، 1956
Se, jie/Lust, Caution

عشق٬ سکس و دنیای برتولوچی





نگاهی به امپراطوری احساس، ساخته ی ناگیسا اوشیما
امپراطوری احساس ،یکی از اروتیک ترین فیلم های تاریخ سینما است.اثری که می توان آن را پژوهشی ژرف در قلمرو تمایلات سادومازوخیستی انسان تلقی کرد.فیلمی که اگر چه تعلق به سینمای پورنوگرافی ندارد،اما در بسیاری از صحنه ها،مرز میان یک سینمای مرسوم روشنفکرانه و سینمای پورنو شکسته می شود.

نگاهی به فیلم زنان بدون مردان
۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه
بازگشت «تخت صلح»
« يوکو اونو» در يادداشت خود همراه با انتشار اين ويدئوی ۷۰ دقيقه ای که در سال ۱۹۶۹ توسط وی و « جان لنون » تهيه شده بود می نويسد «اين اقدام با هدف تشويق و الهام بخشيدن به نسل جديدی از فعالان صلح صورت می گيرد.»
اين فيلم نمادی از يک نوع حرکت اعتراضی به تداوم جنگ ويتنام بود و طی آن اين زوج با هدف نشان دادن اهميت صلح يک هفته را در تخت خواب سپری کردند تا نشان دهند که زندگی می تواند بدون جنگ و خونريزی و د رنهايت آرامش و حتی بی عملی به پيش برود.
در طول اين هفته که روزهای ماه عسل اين زوج بود، « جان لنون» و « يوکو اونو» در هتلی در شهر نيويورک هر روز با نمايندگان رسانه ها و خبرنگاران گفتگو کرده و مواضع خود در اعتراض به جنگ همراه با ديدگاه های خود برای ضرورت پرهيز از خشونت را تشريح می کردند. پس از آنها همين روش مبارزه غير خشونت آميز را در شهر مونترآل کانادا نيز تکرار کردند.
« يوکو اونو» در بخشی از يادداشت خود همراه با انتشار اين فيلم مستند می نويسد:« دوستان عزيز در سال ۱۹۶۹ من و جان آنقدر ساده و خوش باور بوديم که فکر می کرديم با بسط نشستن در خانه و يا سپری کردن يک هفته توی تختخواب می توان جهان را تغيير داد. شايد تاثيری داشته است ولی در آن زمان ما راه ديگری را نمی شناختيم.
ولی خوب شد که ما اين ماجرا را فيلمبرداری کرديم چون خيلی از حرف هايی که آن زمان زده می شد هنوز هم جای گفتن دارند. در حقيقت برخی از صحبت هايی که در آن زمان مطرح شد هنوز هم می تواند مايه تشويق و الهام کسانی باشد که برای صلح دل می سوزانند.
فراموش نکنيم که جنگ فقط زمانی به پايان می رسد که ما واقعا خواهان پايان آن باشيم. همه چيز به ما بستگی دارد و نه کسی ديگر.
بيوه ۷۸ ساله « جان لنون» اين فيلم را چند روز پيش روی اينترنت منتشر کرد و قصد داشت پس از دو روز آن را بردارد ولی به دنبال درخواست های مکرر علاقمندان اين فيلم قرار است تا روز بيست و يکم ماه اوت در دسترس باشد.

















